محمد عبد الله عنان ( مترجم : عبد المحمد آيتى )

45

تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي )

دبيرى پسرش را يافت و تا پايان عمرش يعنى تا سال 508 ه / 1114 م در همان شغل بود . برگزيدن يوسف اين دو اديب نامدار اندلسى را به دبيرى خويش ، با آنكه خود زبان عربى نمىدانست ، دليل بر هوشمندى و دانايى و دورنگرى و آگاهىاش از اهميت اساليب عاليه در ترسل است . ميان يوسف و خلافت عباسى و ميان او و اكابر فقهاى شرق مراسلات بسيار بود . از سوى ديگر منشورها و فرمانهاى مرابطين در بسيارى از اوقات به دو زبان بربرى و عربى نوشته مىشد تا اكثر رعايا كه عربى نمىدانستند از مضمون آنها آگاه شوند . از چيزهايى كه به اهميت پيشه دبيرى در دولت مرابطين مىافزود و به كار گماردن اكابر بلغا را ايجاب مىكرد ، فتح اندلس و گردن نهادن آن به فرمان مرابطين بود . اندلس سرزمين بلغاى نامدار زبان عربى بود و بنابراين ضرورى مىنمود كه نامه‌ها و فرمانهاى مرابطين نيز در چنان سطح رفيعى نگاشته آيند . گويند يوسف بن تاشفين مردى ميانه بالا و گندمگون و لاغر اندام بود با صورتى كم گوشت و آوازى نرم « 1 » . 4 در سال 498 ه / امير المسلمين يوسف بن تاشفين بيمار شد . با بيمارى خود دست به گريبان بود تا سال بعد كه شدت يافت و حالش اندك‌اندك روى به وخامت نهاد و پيمانه عمرش لبريز شد و در آغاز محرم سال 500 ه / دوم دسامبر سال 1106 م در قصر خود در مراكش ، در سن صد سالگى رخت به جهان ديگر كشيد . در زمان وفاتش دولت مرابطين به ذروهء عظمت و قدرت خود رسيده بود . وفات او در مغرب و اندلس حادثه‌اى عظيم بود . جماعتى از شاعران آن زمان در رثاى او قصايد پرداختند . يكى از آنان ابو بكر بن سوار بود كه بر سر قبر او مرثيه‌اى جانگداز برخواند . در آن آمده بود :

--> ( 1 ) . ابن خلكان ، وفيات الاعيان ، ج 2 / ص 488 .